قشقایی ها ملتی تاریخی و در سیر زمانی مختلف چهره شان تفاوت داشته است : آنچه که استنباط شخصی ام از تاریخ و نژاد است در زمانهای مختلف متفاوت است و نیاز به تقسیم آن در ادوار مختلف دارد که قرابت این دو را با هم باید تفسیر کرد این است : 1- دربین 3500 تا 2800 سال قبل از میلاد از اقربای خود در آسیای صغیر و منطقه کارابوک که شامل هتیتها خوریتها و میتانیها بودند جدا شده و خود را به کرانه جنوبی خزر خصوصا نواحی طالشی رساندند . این قوم که بنام کاس معروف بودند و چنانچه امروزه در نواحی طالشی به افراد چشم سبز کاسی میگویند کاملا خصوصیت نژادی شبیه به اقوام اروپایی داشتند و شباهتی که هنوز هم آثاری از آن باقی مانده است البته محتملا داشتن چشم سبز خصوصیت عمده آنان نبوده ممکن است تعدد قومیتها نیز نقش داشته باشد بهر حال ملتی بزرگ و تاریخی هستند . 2- از 2800 قبل از میلاد به مرور زمان به کوهستانهای زاگرس و در منطقه همدان امروزی وارد شدند و ابتدا شهر قزوین که ریشه کاسی دارد و سپس شهر اوکسیان که بازمانده آن همدان امروزی است بنیاد گذاشتند و در اینجا هم خصوصیت ظاهری آنان در ترکیب با اقوام آسیانی و سامی نژاد غیر عرب همچون اکاد ها گوتی ها متمایل گردیده بطوری که نژاد امروز ملت لرستان و جنوب همدان امروزی ایلام و قسمتی از کرمانشاه ( مناطق شرقی ) هنوز هم تحت تاثیر این شرایط است . 3- در 1500 قبل از میلاد کاسی از مناطق کوهستانی پا را فراتر گذاشتند و موفق به تسخیر شهر بابل شدند که در اینجا تحت تاثیر زبان بابلی حرف " س" به حرف " ش" تغییر نام پیدا میکند و این گروه از کاسی ها با شریعت الهی خاندان ابراهیمی آشنا میشوند و یکتا پرستی جانشین تثلیث گرایی میشود با اینکه مدت زمانی از شریعت حضرت موسی (ع) در این مناطق میگذشت . این گروه از کاسیان بابلی که مدت 700 سال بر این دولت فرمان راندند به کاشکای ها ملقب میشوند یعنی کاسیهایی که به شاهی رسیدند . و کاسی هایی که در کوهستان ساکن بود به کاشی های کول ملقب میشوند یا همان کشکولی ها . ( منظور مناطق کوهستانی ایلام ، لرستان همدان و کروانشاه و حوزه ای از لرستان که امروزه بختیاری ها ساکن هستند - بختیاریها بعد از حمله اسکندر بر این مناطق غالب شدند و بازمانده دولت اسک ها یا همان آشاک ان ها هستند ) . قوم خوز تحریف شده و یادگار آن دوران است . 4- کاسها یا کاشکایها بعلت حمله دولت ایلام که شامل نواحی بویراحمد و بوشهر و قسمتی از فارس امروزی بود و شکست از ایلامیها به مناطق شمالی فارس امروزی کشیده شدند و با تاثیر از بابلیان و کلدانیان و ایجاد کنفدراسیونی مشترک از اکادها و سومریان دولتی معظم را در این منطقه سکونتگاه امروزی خود بنیان گذاشتند و خط سومری میخی و بابلی در آن بوفور دیده میشد . این اتفاق در 500 سال قبل از میلاد حادث شد قسمتی از این دولت معظم نام هخامنشی به خود گرفته است بعلت قدرت گرفتن عابریان در این دولت . اما این نامگذاری خالی از ایراد نیست چرا که رهبران این دولت نام کورش را داشته اند . کازرون کاشان و قشم و قشقایی یادگار این دوران است . و همگی ریشه کاس دارند . کورش از سه جز تشکیل شده است : کوه : یعنی نیای ایرانی . همان کوه مرد است که گیومرت یا کیومرث هم خوانده میشود . ار : هنوز هم رایج است در بین قشقاییها و ترکها به معنای مرد . اش : به معنای برتر مترادف آن کلماتی همچون آتش که از دو واژه آوت(آت) به معنی اجاق + اش است به معنی اجاق برتر . اوت هنوز در زبان قشقایی به معنای اجاق است . با این گفته کورش معنای بزرگمرد جامعه ایرانی معنا میگیرد و لقب است و نام شخص نیست . 5- با تسلط یونانیان براین دولت معظم قشقایی ها دو گروه میشوند گروهی ماندگار میشوند و گروهی دیگر بهمراه آخرین شاه یعنی داریوش سوم بسمت مناطق شمالی و حاشیه شرقی خزر عقب نشینی میکنن و با دولت خزر ترکیب میشوند و شریعت الهی که در آن زمان یهودیت بوده از طریق آنان به مناطق آسیای مرکزی راه پیدا میکند که بنظر میرسد تغییر نام کاسپان به خزر در اثر پناهندگی دولت ایران به دولت خزر حادث شده باشد . البته مسیر بازگشت سپاهیان داریوش از شمال دریای سیاه در تعقیب سکاییان و بازگشت سپاهیان از دو جانب این دریا ممکن است در نامگذاری این دریا به کاسپیان ممکن است تاثیر داشته باشد و نیاز به بررسی بیشتری دارد . و همین موضوع نام واقعی قشقایی بودن این دولت معظم را تقویت میکند . 6 - گروهی از سکاییهای ترک نژاد موفق به شکست وارثان سلوکی یونانی میشوند که وارثان سلوکی یونانی به قشقاییهای فارس پناهنده میشوند و هنوز هم به این اسم ماندگار شده اند . این گروه سکایی در تعقیب سلوکیان برای اولین بار به ایران وارد میشوند و منطقه امروز سکاییان ( همان سیستان امروزی ) یادگار آنهاست . که شامل کرمان و یزد امروزی نیز میشده است و چون اینان از مناطق پارت ( ت و س ) یکی است . به دولت پارتی معروف شدند اما دولت آنها در مناطق امروزی بختیاری ساکن شدند و نظام ایران که دولت معظم باستانی بود به همان شیوه آسیای مرکزی ساختار حکومتی ملوک الطوایفی به خود گرفت چنانچه تاکنون نیز ادامه دارد . پارتها معتقد بودند که از خاندان مهران که یکی از طبقات اعیان در دولت هخامنشی بود هستند و بدین ترتیب برای حاکمیت خودشان تنفیذ گرفتند با اینکه زبانشان پهلوی بود و مقدمه ورود زبانی از خانواده دیگر بر این قسمت از جغرافیا شدند و با پارسیان که متعاقب آنان در سیستان امروزی ساکن شدند قرابتی داشته اند اما نام دولتشان سکایی بود . 7- پارسیان اولین بار به رهبری بابک از عدم بازگرداندن قدرت به وارثان واقعی حکومت یعنی قشقاییها توسط اشکانیان استفاده نمودند با قشقاییها متحد شدند و از آنان فرزندی زاده شد بنام اردشیر اردشیر که میگویند بابک همسر خود را در اختیار ساسان که از خانواده شاهی هخامنشی بود گذاشت تا از وی فرزندی آورد که حامل خون شاهی باشد و بدینوسیله از قشقاییها تامین بگیرد چرا که خون شاهی نقش عمده ای را بازی میکرده است بدین ترتیب اردشیر بابکان به نام پدر خوانده خود ساسان دولتی را بنیان گذارد و نظر قشقاییها را به خود جذب کرد و با مهر سکوت قشقاییها دولت اشکانی را برانداخت و پارسیان را به منطقه کهن قشقاییها انتقال داد و این جنت را را از آن زمان پارس میخوانند . 8 - شکست ساسانیان از اعراب باعث تغییرات شگرفی در نقشه و نژاد ایران زمین شد : مناطق تصرفی اعراب در طول مدت 300 سال با اعراب ترکیب شدند و گروهی از ایرانیان که به همراه آخرین شاه ساسانی به ترکستان رفتند آنها هم با اقوام ترک و چینی ترکیب شدند ( قشقاییها هیچوقت با مغولان ترکیب نشده اند . این مغولان بودند که که 400 سال بعد همان زبانی را بعنوان زبان رسمی ملتشان پذیرفته بودند که قشقاییها در حمله اعراب پذیرفته بودند و زبان مشترک ترکی بین ایران ( اعم از ساسانیان و قشقاییها چرا که ساسانیان بعد از شکست از اعراب در نهاوند به قشقاییها پناهنده شدند ) دلیلی بر وحدت نژادی نیست . در این دوران چهره قشقاییها و پارسیان ترک شده که نژاد آنان تحت نام قوم قشقایی مستتر است خصوصا شاهزادگان کمی چهره چینی به خود گرفته است این ترکیب طی مدت 300 سال یعنی از قرن اول هجری تا سوم هجری که قشقاییها بار دیگر تحت پرچم سلجوق به این منطقه وارد شده اند . 9- قوم قشقایی محل تولد دیگر خاندان سلجوقی است سلجوقیانی که الفبای نوین آلتاییک را ابتدا به منطقه آذربایجان و سپس با شکست امپراتوری بیزانس از آنان با خود به آسیای صغیر بردند اینان بازماندگانی از نژاد ایرانی هستند که برحسب جبر زمان ترک شدند و زبان و شکلی جدید از زبان ترکی را ارائه نمودند که با ترکی کهن مورد استفاده در ترکستان آسیای مرکزی و چینستان مغایرتهای جدی دیده میشود زبانی که کلماتی از اوستایی عبرانی بابلی آرامی و اکادی و سومری و پهلوی را در خود نهفته دارد زبانی زیبا و شگفت آور که خلاقیتهایی در هزاره اخیر به آن افزوده شده اشت و باعث پررنگتر شدن حجم و بر غنای فرهنگی آن افزوده شده است . 10 - با حمله مغولان به ایران بار دیگر قشقاییها با کمک زبان ترکی از این دیو خون آشام محافظت کردند با این تفصیل که اشتراک زبان اویغوری باعث کمک به این موضوع شد چنگیزخان که به مسائل نژادی و زبان ترکی علاقه وافر نشان میداد در برابر دیپلماسی موفق قشقایی ها به نمایندگی از سرزمین ایران روی خوش نشان داد و هیچگاه به مناطق جنوبی ایران حمله نکرد چرا که اینجا سرزمین مقدسی بود وارثان وی نیز چنین کردند هنوز چگونگی این ارتباط دقیقا اثبات نشده است ولی قدر یقین اینکه چنگیز خان بجز زبان مادری نایمانی که از خانواده مغولی است و زبان ترکی اویغوری که توسط معلم خصوصی اش فرا گرفت با زبان دیگری آشنا نبوده است . 11- قشقاییها از این فرصت طلایی بدست آمده در اوج ویرانگریهای مغول نهایت استفاده را بردند و این فرصتی بود برای اقوام قدیم ایرانی خصوصا اقوام زاگرسی که به ایل قشقایی ملحق شوند این موضوع مقدمه استقلال و حفظ آثار فرهنگی و تاریخی در ایران بعد از اسلام شد . تشکیل دولت ایرانی با نام ترکمانی آق قویونلوها اولین حرکتی بود برای رهایی از شر اعراب و مغول و دیگر غارتگران ، بدینوسیله اقوام مختلفی از لر لک و کرد و دیگر اقوام قشقایی نوین را پایه گذاری کردند بطوریکه تا به امروز قویترین قدرتمندترین و پرجمعیت ترین قوم ایرانی بشمار میرود خصوصا قتل عام ترکان شیعه در آسیای صغیر ( ترکیه امروزی و الحاق بیشتر طوایف آنان به ایل قشقایی به افزایش نفوس این قوم کمک وافری کرد نکته جالب اینکه تاکنون در بین این قوم هیچگونه تعصبات کورکورانه افراطی و احمقانه مذهبی دیده نشده است و ملتی هستندویا یکنواخت و چنان در طی مدتهای مدیدی با هم مختلط شده اند که تفکیک آنها از همدیگر جندان کار ساده ای نیست ملتی فارغ از نژاد گرایی و سرزمین صلح و دوستی که ثروت بزرگ جنوب ایران همین ملت آنان است . 12- در قرن معاصر انقلاب بزرگ فرهنگی زبان قشقایی ها بار دیگر در حال تحول است ملتی که بارها زبان خود را تغییر داده اند روزگاری آرامی روزگاری سومری و بابلی و در هزار و اندی سال ترکی و بار دیگر به سمت فارسینه شدن پیش میروند با اینکه دیگر برای پذیرش زبان برتر و ملی باید توام پیش برویم ولی نباید از این موضوع غافل باشیم قشقایی بودن بدون اینکه به چه زبانی صحبت میکنیم برای ما ارجحیت دارد و آن چیزی است که به آن احساس تعلق میکنیم . باید کماکان این غنای فرهنگی را با خود حفظ کنیم همانطوریکه بارها ثابت کردیم هدفمان جنگ افروز یو غارتگری نیست آرمان ما صلح طلبی است و هر چیزی که بوی استعمار از آن به مشام ما بیاید قطعا با آن مبارزه میکنیم . قشقایی بودیم هستیم و خواهیم ماند با این تفاصیل نژاد قشقایی ترکیبی است از نژادهای هندواروپایی - آسیانی - سامی نژاد غیر عرب - ترک - چینی و هندوایرانی این برداشت تاریخی حاصل تحقیقات شخصی اینجانب است و مستند به دلایلی که شخصا حاضر به جوابگویی آن هستم هر گونه کپی برداری از نظر اینجانب با ذکر استناد به نام نگارنده بلامانع است . ین برداشت تاریخی حاصل تحقیقات شخصی اینجانب است و مستند به دلایلی که شخصا حاضر به جوابگویی آن هستم هر گونه کپی برداری از نظر اینجانب با ذکر استناد به نام نگارنده بلامانع است . این برداشت تاریخی حاصل تحقیقات شخصی اینجانب است و مستند به دلایلی که شخصا حاضر به جوابگویی آن هستم هر گونه کپی برداری از نظر اینجانب با ذکر استناد به نام نگارنده بلامانع است . این برداشت تاریخی حاصل تحقیقات شخصی اینجانب است و مستند به دلایلی که شخصا حاضر به جوابگویی آن هستم هر گونه کپی برداری از نظر اینجانب با ذکر استناد به نام نگارنده بلامانع است .